ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1145

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و او را بمواقع سخن و چگونگى آغاز آن بينا كن و جز در وقت مناسب او را از خنده باز دار و وى را به بزرگداشت مشايخ بنى هاشم هنگامى كه بر او وارد ميشوند برانگيز و يادآورى كن هنگامى كه سرداران سپاهى بمجلس وى مىآيند آنها را گرامى شمرد و در جايگاه برتر بنشاند و هر ساعتى كه بر تو ميگذرد بايد آن را مغتنم شمارى و به وى سودى برسانى بىآنكه او را غمگين سازى و ذهن او را بميرانى و مسامحه آنقدر روا مدار كه بىكارى را شيرين شمرد و بدان خو گيرد و هر چه ميتوانى با او بشيوهء دلجوئى و نرمخوئى رفتار كن . و اگر از اين شيوه سر - پيچى كند آن وقت سختگيرى و درشتى به كار بر . انتهى . فصل 34 در اينكه سير و سفر در جستن دانشها و ديدار مشايخ ( استادان ) بر كمال تعليم مىافزايد و سبب آن اين است كه بشر معارف و اخلاق و مذاهب و فضايلى را كه در آنها ممارست مىكند گاهى از طريق دانش و تعليم و القا فرا ميگيرد و گاهى آنها را به شيوهء تقليد و حضور در مجالس درس ديگران مىآموزد ، ولى ملكه‌هائى كه بطور مستقيم و به صورت تلقين حاصل شده باشند مستحكمتر و راسختر خواهند بود و بنابر اين ملكه‌ها به نسبت فزونى مشايخ حاصل مىشود و رسوخ مىيابد . و اصطلاحات نيز در تعليم مايهء اشتباه متعلم مىشود به حدى كه بسيارى از آنان گمان مىكنند كه آنها هم قسمتى از دانش ميباشند و اين اشتباه از متعلم بر طرف نمىشود مگر اينكه به تن خويش از محضر استاد استفاده كند ، زيرا معلمان هر يك در اصطلاحات دانشها شيوهء خاصى دارند اين است كه ديدار دانشمندان و مشايخ مختلف از نظر باز شناختن اصطلاحات براى متعلم بسيار سودمند است ، چه در اين ديدارها اختلاف شيوه‌هاى آنان را در دانش مىبيند و در نتيجه دانش را از اصطلاحات تجريد و انتزاع مىكند